گویشهای محلی پاشاکی

گویشهای محلی پاشاکی-شامل حروف د ر ز س ش

شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۰
دسکول زئن = تنه زدن ،هل دادن دوجین کوتن = سوارکردن داغوله گیتن = دبه درآوردن دچ که نین dach ka nain= چسباندن دچیک = چسبنده ،سمج دیم کول = برجستگی صورت،محل سرخی گونه دس وه... ادامه
گویشهای محلی پاشاکی

گویشهای محلی پاشاکی-شامل حروف ص غ ف ق

شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۰
صیقل دکان = مغازه آهنگرها غوزه= جای کش بیجامه  غوز قون= دیگ غذا پزی فکال اوه =  پس مانده آب برنج زارها فکال اوه خور = برنج زاری که ازگذرگاه آب رودخانه دورباشد وازپس... ادامه
گویشهای محلی پاشاکی

گویشهای محلی پاشاکی-شامل حروف ج چ ح خ

شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۰
جوکول= برنجی که هنوز نرسیده درو می کنند وبعد از آماده کردن به آن شکر اضافه نموده ودر مجلس عروسی استفاده می نمایند جانه شیر = آب تنی جوت = کسی که لکنت زبان... ادامه
گویشهای محلی پاشاکی

گویشهای محلی پاشاکی-شامل حروف الف ب پ ت

شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۰
آپچین= مشما آغوزسیل = پوست گردو اجار= ساقه باریک وخشکیده چوب اقه aga = پدر اشکالو = نوعی هلو اوکنوس= ازگیل شورگذاشته شده،ازگیل تقریبارسیده وسفت رادرخم یا دبه ریخته... ادامه
رسم ورسوم

رسم ورسوم قدیم درپاشاکی

شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۰
زمان نشاجده ی روحانی  ابتدا خود تخم جوی برنج  را برای نشا خیس می کرده  ، بعد همسایه ها را خبرمی داده  که آنها نیز اینکار را انجام دهند و اینکار دارای برکت زیادی بود. و... ادامه
مراسم نامزدی و عروسی در پاشاکی

مراسم نامزدی و عروسی در پاشاکی-عبدالله محمدی نژاد

شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۰
مراسم نامزدی-قند پخش کنی بعد از مراسم عقد کنان ،فردای آن روزخانواده داماد،قند وشیرینی را داخل مجمع (کاسه بزرگ مسی) گذاشته وبرای خانواده عروس می بردند عیدی... ادامه

زنجیر زنی وسینه زنی قدیم درپاشاکی

شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۰
یک گروه ده الی یازده نفری با سر گروه تشکیل داده وچوبهای (پایه) هم اندازه  در دست داشته که سر آن به زنجیر وصل بود که به آن زنجیر پایه می گفتند،قسمتی از زمین را مشخص... ادامه
صفحه 3 از 3123