تاریخ انتشار :جمعه ۲۵ شهریور ۹۰.::. ساعت : ۶:۲۱ ق.ظ
کدخبر : 682:: بازدید1,262:: بامدیریت:فرهاد نظری

روستای تجن گوکه آستانه اشرفیه

روستای تجن گوکه آستانه اشرفیه

تجن گوکه یکی از روستاهای شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان در شمال ایران است. این روستا ۵ کیلومتری غرب آستانه اشرفیه واقع شده و یکی از آبادی های بخش مرکزی دهستان کیسم می‌باشد. قدمت این روستا به بیش از یک هزار سال می‌رسد طبق تاریخ گذشته که بدستمان رسیده و مستند نیز می‌باشد. این روستا تشکیل یافته از چهار محله قدیمی که در اطراف آن واقع شده است این محله‌ها عبارتند از : بازار سر- روکنار – انزل محله و علی آباد. ساکنان آن را بیشتر برنجکاران تشکیل مى دهند. در کنار مزارع برنج تعدادى باغ چاى وجود دارد. پرورش کرم ابریشم و بافتن زنبیل و برخى دست ساخته هاى حصیرى از سرگرمى هاى مردم این روستاست که به بازار عرضه مى شود. از نظر موقعیتی این روستا به روستاهای امیر هنده ، پنچاه ، بازکیاگوراب ، بازان ، تهام و به بخش های چهارده, کیسم راه دارد.ازمحصولات زراعی این روستا می‌توان به چای، برنج، بادام زمینی، صیفی جات و ابریشم اشاره کرد که آب این مزارع از رودخانه کیاسر که شاخه ای از سفیدرود است تامین میشود.این روستا دارای امکانات شهری مانند برق,تلفن,گازشهری وآب شهری شرب میباشد. در این روستا همچنین سه باب نانوایی وجود دارد و مکانهای زیارتی بقعه آقا سید حسین و آقا سید علی واقع است.

مکان های دیدنی روستا

چشم انداز شالیزار ها ی واقع شده در قاسم باغ در فصل نشاء کاری – باغات چای در فصل بهار – توتستان های باغات کوتمبنه – پل خشتی روستا که از آثار باستانی و قدیمی روستا به شما می رود – و هم چنین کانال های منتهی به روستا که جاده ای از کنار آن می گذرد که در فصل پاییز و زمستان پر از علاقه مندان به ماهیگیری است که در سرتاسر این کانال ها مشغول ماهیگیری می باشند

تجن گوکه به روایت تاریخ

تجن گوکه Tajanquke در جاده لاهیجان به کیسم مجاور بازکیاگوراب و امشل قرار دارد. حکایت می‌کنند که ماموری به گوکه فرستاده بودند و او حامل دستور حاکم برای کدخدای تجن بود. کدخدا پس از خواندن دستور گفت که دستور مربوط به گوکه است و به تجن ارتباطی ندارد. مامور که ترک بود گفت : << گوکه گوکه دور.تجن مجن بیلمرام. >>. یعنی من از تجن اطلاعی ندارم ولی گوکه همان گوکه است. این سخن از همان زمان به صورت ضرب المثلی در روستا باقی مانده است. سید حسن کیا بن امیر کیا ملاطی ، امیر اپشین ، کماچال ، کیسم و گوکه سید حسن کیا، برادر سید علی کیا پسر امیرکیا ملاطی، پس از تصرف بیه پیش، برادر خود را امیر گوکه و کیسم و اشپیس و کماچال نموده و این ظاهرا باید به سال ۷۶۷ ه.ق باشد. وی پس از تسخیر منطقه ی اشپیس و کماچال و کیسم در سال ۷۶۹ ه.ق رسما حکومت گوکه را نیز بر تصرفات خود افزود و امارت آنجا را نیز از برادرش گرفت. متاسفانه منابع چندانی از زندگی وی در دسترس نیست اما همین قدر می‌دانیم که در رمضان سال ۷۹ ه.ق جنگ خونینی پس از اتحاد فرمانروایان بیه پس برای بیرون راندن سادات امیرکیایی از گیلان صورت گرفت. سید علی کیا همراه با بسیاری از کیانیان توسط قوای امیره دباج فرمانروای بیه پس در رشت به قتل رسیدند که از جمله آنان سیدکیا است. ملک بن فرعون ( امیر گوکه ) وی در سال ۷۹۱ هجری قمری امارت گوکه را بعهده گرفت و در آن ایام، تجن نیز جزو قلمرو گوکه بود از این شخصیت اطلاعات تاریخی چندان یاد نشده است جز اینکه میر ظهیوالدین مرعشی درباره ی او می‌نویسد او در زمان سید علی کیا حاکم بیه پس سپهسالاری سپاه کوچصفهان را بر عهده گرفت. حکومت ناصروندیان ( ملک بن فرعون) تنها پنج ماه از رمضان سال ۷۹۱ تا صفر سال ۷۹۲ هجری قمری ادامه داشته یعنی تا وقتی که سید هادی کیا مجددا منطقه ی بیه پس را تصرف کرد، پس از این تاریخ معلوم نشد، عاقبت کار فرعون امیر گوکه چه شده است آیا به دست سید هادی کیا کشته شده یا اینکه به سپاه امیردباج فومنی پیوست. امیر مسعود ناصروند ( امیرکیسم ) پس از شکست سلطان سید علی کیا حاکم بیه پیش، کیسم را به امیر مسعود ناصروند بخشید. بنابراین حکومت او بر کیسم از رمضان سال ۷۹۱ تا صفر ۷۹۲ هجری قمری است. متأسفانه از این شخص در منابع موجود اطلاعات بیشتری نیست و ما هم از تاریخ و نحوه و محل وفات او بی خبریم. امیر سید ناصر کیا بن سید حسن کیا پس از تصرف سید هادی کیا بر لاهیجان در ماه صفر سال ۷۹۲ هجری و قمری مهره های حکومتی خود را گماشت، از جمله منطقه ی کیسم را به سید ناصر کیا بن سید حسن کیا واگذار کرد. در سال ۷۹۷ هجری قمری سید هادی کیا توسط برخی از برادر زاده های خود از حکومت کنار زده شد و امارت کوچصفهان به سید ناصر کیا رسید. در آخر سال ۸۰۱ هجری قمری کار کیاه امیره سید محمد بن سید مهدی کیا بن امیر کیا که به حکومت لاهیجان رسید، سید ناصر کیا به حکومت لشت نشا نائل گشت. تا اینکه آخر همین سال وفات یافت. او دو فرزند یکی به نام سید علی داشت که از سوی سید حسن کیا بن سید علی کیا بن امیر کیا ملاطی، حاکم پاشیجا شد. ملاطی : ( امیر سید حیدر کیا بن سید حسن کیابن امیرکیا گوکه و دیلمان) وی در زمان سید امیر کیا حاکم بیه پیش، سپه سالاری سپاه پدر خود را در گوکه داشت و حتی در جنگی که بین سپاه امیر دباج فومنی و سادات کیایی در کوه دم اتفاق افتاد شرکت نمود و از ارکان دولت پدر در گوکه و کیسم به شمار می‌آمد. هنگامیکه سید هادی کیا بن ملاطی لاهیجان را در سال ۷۹۲ هجری متصرف شد امارت گوکه را به سید حیدر کیا داد. وی از این سال رسما امیر گوکه شد و با دختر یکی از امیر زادگان تیموری ازدواج کرد. در سال ۸۱۳ هجری قمری حکومت دیلمان به سید حیدر کیا واگذار شد و چندین سال این منصب را داشت تا در اواخر همین دهه وفات یافت. سید امیر کیا بن سید حیدر کیا بن سید حسن کیا ؛؛ امیر گوکه و کیسم ء وی درابتدا از همراهان سید حسین کیا بن سید علی کیا « حاکم لاهیجان» بودو در قیام علیه کارکیا امره سید محمد بن مهدی کیا در سال ۸۳۳ ه. ق حضور بهم رسانید در این زمان حکومت گوکه را به عهده داشت. سید کار کیا امیر کیا گوکخ همچنین با لشکر لاهیجان به ولایت کوهدم تاخت و آنجا را تسخیر کرد و سپس دفع فتنه انوز کهدمی در سال ۸۳۴ ه. ق پرداخت. وی علاوه بر حکومت دیلمان و گوکه، امارت کیسم را به عهده داشته و امیری شجاع ودلیر، لایق و مورد اعتماد و دوستدار رعیت بوده است عاقبت این سید جلیل القدر در ۱۲ رمضان سال ۸۶۱ ه. ق به رحمت ایزدی پیوست. حسن کیابن سید ناصرکیا بن سید حسین کیا ؛؛ والی کیسم پدرش حاکم دیلمان، گوکه، کیسم بود، او در زمان پدرش امارت کیسم را بعهده گرفت و در همین منصب بود. در سال ۸۷۹ هجری قمری و در روز دوشنبه سیزدهم جمادی الاولی این سال سلطان سید حسین به همراه کار گیا بازی کیا، لشکری مهیا نموده و به طرف اردبیل جهت دفع فتنه قوم چاکرلو عزیمت نمود. که پس از پیروزی به مقر حکومت خود برگشت و تا سال ۸۸۲ هجری قمری زنده بود و عاقبت در کیسم وفات یافت و در همان جا دفن شد که به احتمال قوی مقبره آقا سید حسین روستای کتشصت آبادان از آن همین سید کیایی حسینی باشد. سلطان حسین بن کارکیا ( امیر کیای گوکه و کیسم ) پدرش حاکم دیلمان، گوکه، کیسم بود، او در زمان پدرش امارت کیسم را بعهده گرفت و در همین منصب بود. در سال ۸۷۹ هجری قمری و در روز دوشنبه سیزدهم جمادی الاولی این سال سلطان سید حسین به همراه کار گیا بازی کیا، لشکری مهیا نموده و به طرف اردبیل جهت دفع فتنه قوم چاکرلو عزیمت نمود. که پس از پیروزی به مقر حکومت خود برگشت و تا سال ۸۸۲ هجری قمری زنده بود و عاقبت در کیسم وفات یافت و در همان جا دفن شد که به احتمال قوی مقبره آقا سید حسین روستای کتشصت آبادان از آن همین سید کیایی حسینی باشد. کارکیا امیر کیابن سلطان حسین بن کارکیا(امیر کیایی گوکه) وی پس از پدر در سال ۸۸۴ هجری قمری به حکومت گوکه رسید، اما با قیام و شورش کارکیا ناصر کیا مواجع شد و دائم در زد و خورد بود. در اواخر همین سال ( ۸۸۴ هجری قمری) امیره علاء الدین فومنی به کوچصفهان بازگشت و سلطان حسین کیا و کارکیای امیرکیایی گوکه به او ملحق شدند ولی متارکه ای با کارکیا ناصرکیا حاصل گردید و باعث شد تا گوکه و کیسم به کارکیا امیر کیا برسد. در سال ۹۱۴ هجری قمری احمد خان، اول و اقدام همشیره خود را نامزد کارکیا ناصرکیا فرزند کارکیا امیرکیای گوکه گردانید و ایشان رافر مصاهرت نجیب و جیب واعز و امجد و اکبر اولاد و کارکیا امیر کیا گشتند از مجموع این نقل‌ها معلوم می‌شود که کارکیا امیر کیا، ضمن حکومت گوکه، بر کیسم نیز حکمرانی داشته و مورد اعتماد سلطان لاهیجان و مردم خود بود. او ظاهرا در دهه دوم قرن دهم وفات یافته است. آرامگاه او باید در روستای امیرهنده تجن گوکه، باشد که به اشتباه به برادر سید جلال الدین اشرف شهرت دارد. وان گین تجنی گیلانی وان گین یکی از بزرگان و برجسته ترین مردان قرین تجن بوده است. چون مؤیّد بالله هارونی بین سال های ۳۸۰ تا ۴۱۱ بدست شوزید در قریه کساکجان اسیر شد، و شوزید مؤیّد بالله را به قریه ای که در داخل گیلان به بومه و کچلوم نام داشت، حمل نمود و در آنجا حبس کرد.وان گین تجنی به نزد شوزید رفت و مبلغ ۲۵ هزار درهم به او داد و سید هارونی را از حبس نجات داد. پس سید مذکور از گیلان به قریه برفجان که سیاه کل فعلی است رفت. رهی زاده گوکه ای وی از سپهسالاران و امیران شجاع و دلیر گوکه و مرزدار منطقه تجن و گوکه بوده است. رهی زاد علاوه بر منصب سپه سالاری ارادت خاصی به سادات کیایی داشته تا جایی که برای رهایی سید حیدر کیا جان خود را در این راه فدا نموده است.

خشت پل تجن گوکه

این پل در ابتدای ورودی دهکده تجن گوکه برپا شده و دارای یک دهانه به عرض ۵۰/۲ متر است. درازای پل ۱۰متر و بلندی آن از سطح آب ۴۰/۲ متر است. در بنای این پل از دو نوع آجر به ابعاد ۴×۲۸×۲۴ و ۴×۱۸×۱۸ سانتی متر استفاده شده است.این پل داراى دو چشمه با طاق جناقى است. در پایه هاى میانى و جانبى پل اتاقک هاى کوچکى براى بیتوته کاروانیان احداث شده بود. طول پل ۶۰ متر و عرض آن ۲۵/۴ و ارتفاع کلى آن بیش از ۵/۷ متر است. مصالح به کار رفته در این پل آجر، سنگ و ملات ساروج است. این پل در زمان قاجاریه ساخته شده است. بین دو جان پناه ۳۴۵ تا ۳۵۰ سانتیمتر و عرض قسمت جان پناه‌ها هر یک ۴۵ و ارتفاع آن‌ها ۳۵ سانتیمتر است. عرض کلى پل ۴۳۰ سانتیمتر است. محل عبور عابر پیاده روى پل را در مرمت هاى اخیر با لوح سنگ مفروش ساخته اند. پل داراى دهانه با طاق جناقى نسبتاً کند است. دو فرو رفتگى در پیشانى پل و در فاصله بین دو قوس قرار دارد. هر یک از قوس‌ها در سمت بیرونى داراى یک نوار آجرکارى به عرض ۱۲ سانتیمتر است که حالتى تزئینى و برجسته دارند. علاوه بر آن در کناره قوس‌ها آجر چینى خاصى نیز انجام شده و حاشیه اى به عرض ۶۰ سانتیمتر را به وجود آورده است. پایه میانى قطور پل چهار متر عرض دارد و دو موج شکن یا سیل برگردان در دو طرف پل براى کاستن از فشار آب در ایام افزایش سطح آب تعبیه شده است. یک دهانه کوچک بین پایه میانى پل و یک طاق نماى جناقى بر بالاى آن با عرض ۵۰ سانتیمتر وجود دارد.

کشاورزی و دامداری روستا

آب کشاورزی این روستااز نهرهای حشمت رود، سید علی اکبر و سالار جواد که از شعبه های فرعی سفید رود هستند تأمین می گردد. همچنین کانال های زیادی از حشمت رود جدا کرده اند که تعدادی دیگر از روستاهای این شهرستان را آبیاری می کند. از محصولات عمده این روستا : برنج، چای ،کرم ابریشم ، دانه های روغنی، محصولات جالیزی و اندکی سیب زمینی و انگور است.

دامداری در این روستا مدتی است که با کمک و مساعدت شورای روستا و بانک کشاورزی شهرستان رونق خوبی گرفته است . مردم با پرورش دام و بعمل آمدن شیر آن ، هم مایحتاج زندگی را تامین می کنند و هم خوراک دام را از درآمدی که نصیب شان می شود . در این روستا تعداد دامها بالغ بر یکهزارو یکصد راس می باشد اهم از شیرده و گوشتی . ده نفر از این دامدارها تعداد گاوهایشان از ده راس هم فراتر میرود .رونق دامداری در این روستا باعث شده که چهار مرکز جمع آوری شیر در این روستا ایجاد شود که مرکزی ترین آنها که هم به بازار نزدیک است و در مسیر گلوگاه سه روستا می باشد و هم در فعالیت های ورزشی روستا مشغول تیمداری است مرکز جمع آوری شیر صداقت می باشد که تعداد ۱۲۰ نفر شیرهایشان را در روستا و روستاهای مجاور به این واحد تحویل می دهند .

پرورش شتر مرغ : در این روستا ۳۰۰ عدد شتر مرغ در یک مکان بسته نزدیک بازا راصلی روستا پرورش داده می شود که این یکی از کارهای جدید در این روستا می باشد .

منبع :http://tajanguke.persianblog.ir

«مطالب مرتبط»

۹ دیدگاه

  1. علیرضا اسدی گفت:

    سلام :

    سلام و دورد به کسانیکه این همه اصلاعات خوب و با ارزش رو در اختیار علاقه مندان گذاشتن بنده تشکر میکنم از همه تون دمتون گرم :

    واما ازدیدگاه بعضی از دوستان :

    اشتباه نکنید عزیزان هیچ فرقی بین ما نیست ما دوستهای زیادی اونور داریم اونهاهم دوستهای زیادی اینور دارن :

    ختم کلام اینه :
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    بیا تا قدر یکدیگر بدانیم :

    که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم :

    مچکرم رفیق :

  2. محمد عموپور تجن گوکه گفت:

    سلام به همه همشریهای عزیزی که اصالت خودشونو حفظ میکنند و وقتی از اونا میپرسی بچه شمالی با افتخار میگن بله نه مثل اندک افرادی با لهنشون میگن نه من ..
    بگزریم همه جای ایران سرای من است.

  3. خسرو اصغری گفت:

    باسلام خدمت دوستان و هم ولایتی های عزیز، تجن گوکه خیلی زیبا و مردمانش همه باصفایند تجن گوکه بالا و پایین هر دو برای ما تجن گوکه است. ای کاش عکسهای زیبای این روستای عزیز و زیبا را می گذاشتید تا با دیدن آنها خاطراتمان هم تازه می شد

  4. محمد رضاپور گفت:

    اگرمنصفانه وازروی عدل وعدالت قصاوت کنیدقبول خواهیدکرد تجن گوکه بالاخیلی دلنشین تروزیباترازتجن گوکه پایین است

    • مهدی حسنی گفت:

      سلام خدمت تمامی بچه محل های خودم . پایین و بالا هر دو اسمش تجن گوکه است پس بیاییم روستای خودمون رو با پایین و بالا بی ارزش نکنیم چون اگه دوستش داشته باشی برات نباید پایین و بالا فرقی بکنه . هر دو قشنگ هستند هر دو مردمان مهربانی دارند و در آخر هرچه آدم با معرفت تجن گوکه رو عشقققق است

  5. قبول کنید تجن گوکه بالا از تجن گوکه پایین بهتر است

  6. حسن محمدی تجنگوکه گفت:

    چرا عکسهای خوشکل تجنگوکه رو نمیزاریید روستای تجن گوکه آستانه

دیدگاه خود را به ما بگویید.

*

code