تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۳ شهریور ۹۰.::. ساعت : ۷:۰۹ ق.ظ
کدخبر : 449:: بازدید294:: بامدیریت:فرهاد نظری

خلاقیت را چگونه رشددهیم۱-اسماعیل صدیقی پاشاکی

روش های برانگیختن خلاقیت-اسماعیل صدیقی پاشاکی

اشاره-آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یک عکاس نشریه به خاطر شکستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیکار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می کاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود که در پایان، همان عکاس خلاق به عنوان کارآگاه، یک جنایت واقعی را عریان می کند.

افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی کنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی کاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می کنند. «اسماعیل صدیقی پاشاکی» مطلبی را از «استیفن. ب. روبنز» ترجمه کرده است که در پی می آوریم:

خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند که تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم ترکیب و یا این که رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می کند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلکه باید سودمند و مفید هم باشند.

«نورمن مایر» می گوید:  « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا که آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درک این تمایز، امکان آن را فراهم می کند که غالباً نبوغ را با جنون،خلط و قاطی کنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق،آن است که باید عملی باشند، یعنی این که با واقعیت در پیوند باشند.»

یک نمونه خوب از خلاقیت را می توان در دانشگاه «آدلفی» در نیویورک به چشم دید. این دانشگاه قصد داشت که رشته مدیریت بازرگانی را به برنامه تحصیلی خود بیافزاید، ولی در عین حال به این امر وقوف داشت که افراد مشتاق به تحصیل در این دوره که از فعالان حوزه تجارت بودند و از شرکت های خود برای آموزش کمک هزینه تحصیلی دریافت می کردند، دچار کمبود وقت و محدودیت زمانی برای حضور در کلاس بودند. دانشگاه برای حل این مشکل با سعی و کوشش، کلاس هایی برای دانشجویان فراهم کرد. کلاسها چهار روز در هفته در قطارهایی که هر روزه به نیویورک رفت و آمد داشت، برگزار می شد. مسئول برنامه ریزی آموزش دانشگاه اظهار داشت: «ما مفهوم و تصوری از خدمات را در زمینه آموزش عالی در نظر گرفتیم و نیازهای دانشجویان احتمالی خود را بررسی کردیم و به نظامی از خدمات دهی آموزشی دست یافتیم. پیش از آن، افراد برای ارتقا و بالا بردن سطح آموزش شان از لحاظ زمانی با مشکل مواجه بودند. کلاس بر روی چرخ، بستر کاملاً جدیدی را برای برنامه آموزش بازرگانی دانشگاه آدلفی ایجاد کرد. مبتکر این برنامه به اختصار بیان کرد که «کلاس بر روی چرخ» آن چنان فکر و تصور بدیهی و تا حدی خنده دار و ساده ای بود که تعجب می کنم چرا قبلاً هیچ گاه عملی نشده بود.

آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟

خلاق بودن،یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، که به چشم دیگران نیاید.غالباً سازمانها کسانی را که پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی که تأکید بر همگنی و یکپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست.

اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اکتسابی؟ شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت که هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است که باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم کرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا که بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی کسان هستند که به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به کار می گیرند.

افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:

۱- وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.

۲- دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.

۳- در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند.

۴- اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.

۵- استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.

۶- استبداد رأی در آنها در کمترین حد ممکن است.

۷- موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.

۸- تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.

۹- میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.

به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید:

«انسان خلاق در فعالیتهای فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود که مطابق با نظر وی نیز هست، نمی کند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر کند و اما به عکس، آن کسی که اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فکری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب کند و محکم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فکری ندارد و بسیار قالبی و کلیشه ای عمل می کند.»

چنانکه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم کنند تا کارکنان، درجاتی از خلاقیت را که به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتی مواجه می کنند:

* شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.

* روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند.

* رفتار کارکنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدایت و کنترل می شوند.

* روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمی است و قابلیت های فردی کارکنان لحاظ نمی گردند.

* تنوع آرا و مواضع متقابل، امکان ابراز نمی یابند.

* فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است.

* تخصصی کردن کارها در حد افراط به چشم می آید.

* نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و کلیشه سازی امور،وجود دارد.

* بیشتر به پاداش بیرونی که دارای جنبه مادی است اتکا دارند، تا پاداش درونی که در نفس کار پنهان است.
ادامه مطلب درقسمت دوم 

منبع:
روزنامه همشهری
تبیان
اسماعیل صدیقی پاشاکی

«مطالب مرتبط»

دیدگاه خود را به ما بگویید.

*

code