تاریخ انتشار :دوشنبه ۴ دی ۹۱.::. ساعت : ۷:۱۳ ب.ظ
کدخبر : 3338:: بازدید212:: بامدیریت:فرهاد نظری

آیین های ویژه ی رمضان درگیلان وپاشاکی

آیین های ویژه ی رمضان درگیلان وپاشاکی

 مصطفی فرض پور ماچیانی یکی دیگر ازپژوهشگران فرهنگ بومی گیلان که کتاب با موضوع تاریخ، آداب ورسوم وگویش های محلی گیلان نوشته است درخصوص آیین های تشخیص واعلام وقت سحردرگیلان گفت: از قدیم  الایام، برای بیدار شدن در سحرهای ماه مبارک رمضان و تشخیص وقت دقیق سحر و انجام اعمال مخصوص، از وسایل وروش‌های گوناگونی استفاده می‌کردند.

وی با اشاره به این که بعضی از این روش‌ها امروزه نیز متداول و برخی منسوخ شده اند افزود: ازجمله ی این روش ها، بانگ خروس،شناختن ستارگان و محل و جای آنها در آسمان، کوبیدن دیوار همسایه، جار کشیدن در کوچه‌ها و صدای مناجات از گلدسته‌های مساجد، بوده که از آنها برای بیدار باش هنگام سحر استفاده می شد.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه معمولا خروس در شب سه نوبت می خواند گفت: مردم در سال های گذشته با شنیدن نخستین بانگ خروس از جا برمی خاستند وغذایشان را آماده می کردند وسحری شان را می خوردند و زمانی که خروس ها دسته جمعی آواز سرمی دادند (آواز پایانی خروس) از غذا خوردن دست می کشیدند.

این کارشناس فرهنگ مردم درادامه به شیوه ای دیگر برای تنظیم وشناسایی وقت سحر درگیلان اشاره کرد وافزود: بعضی ازکوه نشینان گیلان با ستاره ی میزان یا ششه که مجموعه ی شش ستاره است، زمان بیداری سحر را تشخیص می دادند، به این معنا که زمان طلوع این ستارگان درشرق آسمان، زمان بیداری وخوردن سحری وناپدید شدن این ستارگان، بیانگرفرا رسیدن سحرو دست کشیدن ازغذا خوردن بود.

مصطفا فرض پور ماچیانی درادامه افزود: دربسیاری از مناطق گیلان در ماه رمضان هم چنین همسایه ها قرارمی گذاشتند که هرکس سحرزودتر بیدارشد، همسایه های دیواربه دیواررا باکوبیدن مشت به دیواربیدارکند و اگر خانه ی همسایه ای جدا مانده بود یکی ازهمسایگان،آن قدر به درب خانه اش می کوبید تا صدای صاحب خانه را بشنود ومطمئن شود که اوهم برای خوردن سحری بیدار شده است.

این محقق گیلانی یاد آور شد: در بسیاری از مناطق گیلان هم، به ویژه در بهار و تابستان، معمولاجوانان پس از خوردن افطار، با دوستانشان شب نشینی داشتند و تا سحر بیدارمی ماندند و هنگام سحر، هر کدام از آنها در مسیر رفتن به  خانه هایشان در کوچه و بازار با صدای بلند جار می زدند ومردم را برای خوردن سحری بیدار می کردند.

وی هم چنین افزود: البته در برخی موارد هم،موذنان هرمحل، با استقرار بر بام مساجد و یا بام خانه های خود از یکی دو ساعت مانده به سحر با صدای مناجات و صلوات، اطرافیان را برای انجام فرایض دینی و آماده کردن سحری بیدارمی کردند.

و اما خبرنگار ما برای اطلاع از آیین افطاردهی و فرستادن سحری وافطاری دوباره به سراغ محمد بشرا رفت.

وی در تشریح این رسوم گفت: در مناطق مختلف گیلان هر خانواده ای با توجه به توانایی مالی خود علاوه بر این که در طول ماه رمضان در خانه اش از روزه داران پذیرایی و برای آنها سفره ی افطاری پهن می کرد، گزیده ای از آن چه را که بر سفره ی افطار خود داشت درطبقی بزرگ که در گیلان به آن مجمعه گویند می نهاد و برای عبادت کنندگان و معتکفان در مساجد می فرستاد.

این محقق گیلانی با اشاره به این که این رسم هنوز در مناطقی از رضوانشهر و پاشاکی لاهیجان وجود دارد گفت:انجام این رسم،نشات گرفته از این روحیه ی اعتقادی است که اگر افطاری بدهند برکت و روزی خانواده زیاد خواهد شد و در ثواب روزه ی خورندگان شرکت خواهند داشت.

وی افزود: البته گیلانیان علاوه بر فرستادن افطاری به مساجد، این عمل را هنگام سحر وبرای تامین غذای سحری مبلغان دینی که در ماه رمضان در مساجد مستقر بودندهم انجام می دادند.

محمد بشرا در خصوص آیین افطاری دادن،به رسم ویژه ای که مخصوص پسران جوانی که دختری را نامزد کرده بودند اشاره کرد و افزود: از دیگر آیین‌های جالب توجه مردم استان گیلان فرستادن افطاری توسط داماد به خانه عروس است، مطابق این سنت دیرینه در ماه رمضان جوان دارای نامزد، باید افطاری نامزدش را به خانه پدرعروس بفرستد.

وی افزود: این افطاری شامل نان محلی، خرما، فرنی، حلوای ترک (کاچی)، سبزی، پنیروانواع میوه ی فصل بوده است.

این پژوهش گر گیلانی افزود: خانواده ی عروس از این افطاری برای آشنایان و نزدیکان خود می فرستادند و آنان نیز در پاسخ، هدایایی که بیش تر،وسایل خانه بوده است به خانواده ی عروس می دادند که جزو جهیزیه ی عروس محسوب می شد.

اين کارشناس فرهنگ مردم در توضيح یکی دیگر از آیین های ویژه ی رمضان در گیلان که دوختن کیسه ی برکت و پیراهن سلامت بود گفت: زنان روزه ‌دار در آخرین جمعه ی ماه مبارک رمضان هنگام رفتن به مسجد و اقامه نماز ظهر به

همراه خود پارچه، نخ و سوزن می‌بردند و در میانه ی دو نماز ظهر و عصر با استفاده از این وسیله‌ها به كار دوختن یك یا چند كیسه بركت و یک پیراهن سلامت مشغول می‌شدند.

محمد بشرا با اشاره به این که این آیین بیش تر در لاهیجان، رشت و فومن مرسوم بود افزود: بر اساس اين آئين که نوعي خرافات محسوب مي شود و هيچ ريشه ي مذهبي و ديني ندارد، هر فردی كه به داخل این كیسه پول بریزد، خداوند به وی، مال و دارایی زیاد می‌بخشد، به همین علت زنان در این روز بیش از یك كیسه ی بركت دوخته و آن را برای فزونی دارایی بین خانواده ی خود و دیگران توزیع می‌كردند.

وی درادامه گفت: پیراهن سلامت هم به نیت شفای بیمار دوخته و به شخص بیمار پوشانده می شد.

این پژوهشگرگیلانی در خصوص دوختن روسری (لچک) بخت گشا گفت: در بعضی از روستاهای لاهیجان، دختران دم بخت به نیت گشایش بخت شان، در شب های احیا از پارچه ی سفید، روسری سه گوشی می دوختند و در همان شب به سر می بستند و نیت می کردند که تا ماه رمضان سال آینده به خانه ی بخت بروند.وي افزود: اين رسم نيز نوعي خرافات است که به مرور زمان و با افزايش دانش عمومي مردم از يادها رفته است.

این گیلان شناس، در ادامه در خصوص مراسم ویژه ی عید بزرگ فطرنیزگفت: اغلب، در روستاهای شرق گیلان مرسوم بود مردان جوانی که دارای نامزد بودند از پدر و مادر عروس اجازه می گرفتند که در روز عید، با نامزدشان به گردش بروند.

محمد بشرا افزود: عروس هم از چند تن از دوستان خود دعوت می کرد تا در این گردش عیدانه با وی همراه شوند.

وی ادامه داد: این جمع در صبح روز عید فطر ابتدا به زیارت نزدیک ترین بقعه ی روستایشان رفته و بعد از آن به بازار محلی می رفتند و ناهار و عصرانه شان را در خارج از خانه صرف می کردند.

منبع: guilan.irib.ir

«مطالب مرتبط»

دیدگاه خود را به ما بگویید.