تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۱ شهریور ۹۰.::. ساعت : ۵:۵۵ ق.ظ
کدخبر : 263:: بازدید375:: بامدیریت:فرهاد نظری

گویشهای محلی پاشاکی-شامل حروف ک گ

گویشهای محلی پاشاکی

کالسن = ریختن

کش ئیتن = درآغوش گرفتن

کارامیج = کارآموز،گاونرجوان راکه اولین سال در مزرعه  برای کارکشاورزی به کارگیرند

کون پائی کوتن = استراق سمع کردن

کل انگشت = انگشت سبابه

کونه مونه کوتن = فیس فیس کردن

کول = برجستگی،تپه

کرف = گیاه سرخس

کله خوسی کوتن = بزک کردن ولباس قشنگ درمراسم عروسی پوشیدن

کون ترک = پرخوری

کیچاق = طاقچه

کول سر = روی تپه

کش آ شوئن = درگیرشدن

کوگه = دودمان

کول پیله = بادکردن پشت چشم

کتل کونئه = چهارپایه وجای نشستن

کولهند = خرفت،کودن

کوره خو بوبوم = سیرنخوابیدم وزا به را شدم

کش پره = دامن پیراهن رابه شکل کیسه ساختن

کله سرخوری = دلگی کردن درخوراک

کلاچ ملاچی = دورنگ بودن ورنگ های دیگر

کیله = کشاله ران

کتره= وسیله ای برای برداشتن پلو از دیس

کیشخال= شاخه های درخت شمشاد بوده که برای جارو کرده حیاط استفاده می کردند

کشکرت= زاغ

کاپیش ک کج= سبزی شاهی

كچ = پيله ي ابريشم

کراتی= خمیری از آرد برنج که در آب می پختند برای تهیه نان

کفک=کپک زدن

کش بند=زیر بغل

 کلان= نانی که زیر خاکستر می پختند

کور بی=جغد

کلاکوت=اجاق گلی که دارای برجستگی بوده برای خروج دود

کوری کو نی=وسیله ای برای بازی از چوب

کونوس=ازگیل

کول کافیس=از تیره گنجشک که قابل خوردن نیست

کوتی= آلبالو وحشی

کولش= ساقه برنج

کتله= روی آن همانند صندلی می نشینند  از چوب می باشد

 کرک= مرغ

کولشکن=مرغی که تازه مادر شده

کولی بیج= ماهی تابه

کوروج= محل انباربرنج

کیچاق= طاقچه

کوه کنار=نوعی سبزی خوردنی

کرچ= برشته

کرچینگ= خشک شده

کله خوسی = پوشیدن لباس نورا گویند

کل گو= صحبت کردن

کاتیک = مرغ یک ساله که اولین بار نیز تخم می گذارد و قابل خوردن نیز است

کدیج = ظرفی که زیر گهواره کودک می گذاشتد جهت ادرار کردن کودک

کتیر  بکوته= ناراحت شده

کوره واکته = کنایه از انجام دادن کاری است که هنوز تمام نشده و کماکان ادامه دارد

گنسن = بیزارشدن

گوله نئن = کوزه گذاشتن

گالی = دربافتن حصیروزنبیل وسبدودرپوشش بام خانه هابه کارمیرودودرغرب گیلان نی می گویند

گف به سرکوتن = بحث راعوض کردن

گدابهار = آن زمان که روستایی اندوخته خودرابرای مخارج کشاورزی درفصل بهارصرف می کند

گاچ = کسی که پاهایش پرانتزی است

گور خانه= رعد وبرق

گاچه= محل نگهداری گاو

گبر پی ری= گنجشک خیلی کوچک که بسیار زرنگ است

گرکه= دیگ غذا را روی آن می گذاشتند ، برای نسوختن حصیر

گوسفند چله= نوعی سبزی برای تهیه ترش تره

گی جی= نوعی سبزی برای تهیه ترش تره

گند گال= لباس شستنی

گره گری = تلو تلو خوردن

گورا گور = دسته دسته ،فوج فوج

 گورا  گيتن= تحويل گرفتن

گوراگور = پیاپی

گورشئبو = سوخته است

گرکه = حلقه ای بافته شده ازساقه برج برای گذاشتن زیرقابلمه غذا

گاگوی فال = نام حشره ای است وبه آدم های حریص نیزگویند

گیجک = ریشک روسری ودستمال

گنه = خسیس

گرش = دفعه

گازواچه = خنده رو

گلف = فاصله

گوزقوطی = فسقلی

گرباز=نوعی بیل

گرمالد=فلفل

گامی= پل عابر قدیمی در پاشاکی که در قدیم آب رودخانه در آن جریان داشته

گاز= دندان

گرزه=موش

گل مه لی نی= کرم خاکی

كاپيش=آب دزدک

گور خانه= رعد وبرق

گاچه= محل نگهداری گاو

گبر پی ری= گنجشک خیلی کوچک که بسیار زرنگ است

گرکه= دیگ غذا را روی آن می گذاشتند ، برای نسوختن حصیر

گوسفند چله= نوعی سبزی برای تهیه ترش تره

گی جی= نوعی سبزی برای تهیه ترش تره

گند گال= لباس شستنی

گره گری = تلو تلو خوردن

گورا گور = دسته دسته ،فوج فوج

 گورا  گيتن= تحويل گرفتن

«مطالب مرتبط»

۴ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    با سلام وتشکر از گرد اورنده گویشهای محلی در بخش حروف (ک >گ) در معنی گامی بنظر گامی وسیله ای بود در قدیم برای عبور از آبهای زیاد که افراد واحشام را سوار بر آن می کردند وتوسط افرادی در دو طرف رودخانه به وسیله طناب کشیده می شد در واقع نوعی قایق بزرگ بود وعلت وجه تسمیه آن پل قدیمی به گامی به خاطر شباهت آن پل به گامی است در واقع معنی گامی =نوعی قایق بزرگ چهار گوش شبیهه اتاق

  2. حمید نجات گفت:

    بسیار زحمت کشیدید خسته نباشید ازاینکه پاشاکی رامعرفی کردید چقدرخوب بودآقایانی که دارای منصب بودند وهستند در
    رابطه با محله خودمانندشما باشند

  3. مدیرسایت گفت:

    سلام
    از اظهار نظر شما سپاسگزارم.
    باتشکر

دیدگاه خود را به ما بگویید.