تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱ آذر ۹۶.::. ساعت : ۲:۱۹ ب.ظ
کدخبر : 18709:: بازدید19:: بامدیریت:فرهاد نظری

مادری جهادگر در راه کسب روزی حلال-حسن شفیعی

مادری جهادگر در راه کسب روزی حلال-حسن شفیعی

مادربزرگی داشتم درپاشاکی اورابنام “مشهدی سلمبر” می شناختند. خدا رحمت کند ایشان را ،مشهدی سلمبر به علت خشکسالی ازلوشان به پاشاکی آمده بود و در پاشاکی ازدواج میکند که فقط صاحب یک فرزند شد، آن هم مادر من بود. مادر بزرگم بقول اطرافیانش دارای پشتکار قوی بود، وی در اولین فرصت پادنگ زدن ، سفیدکردن شلتوک را یاد میگیرد ونشاکاری و وجین زدن را طوری می آموزد که کمتر کسی در پاشاکی بقول اطرافیانش میتوانست با او رقابت کند و همچنین مامای قابلی نیز بود .خیلی از بچه ها توسط او پابه عرصه وجود گذاشتند و میت نیز دفن میکرد .آشپز قابلی نیز بود، در عروسیها آشپز ی را به تنهایی برعهده می گرفت. نکته بسیار مهم اینکه هرگز نمازش ترک نمی شد.یادم است ما هر سال تعدادی گاو وگوساله داشتیم صبح از خواب بلند میشد اول نمازش را میخواند بعد گاوها را می‌دوشید بعد آنها را بطرف چراگاه هدایت میکرد بر سر دولت او هر سال یک گاو شیری داشتیم وبا شیرو ماست آنها امرار معاش میکردیم .ما خانواده پر جمعیت بودیم و گیاه کوت کوته را که در تسا کله میرویید، میکند وعرق آن را می گرفت واز اهالی محل کسانی را که دل درد ویا شکم درد، یا خانمهاعفونت داشتند، رایگان مداوا میکرد و همچنین تبحر خاصی در درآوردن گالی یا همان به زبان فارسی تول داشت و کودکانی که گالی میخوردند آن را از گلوی کودکان باتوسل به امامان معصوم و خداوند بوسیله قرآن مخصوص که در اختیار داشت ، گالی را از گلوی کودکان در میاورد. همچنین یک نوع مریضی درپاشاکی بنام ناف افتادن بود که مریض را مجانی ناف او را جا می انداخت. درباغبانی یدی طولانی داشت و همه نوع محصول از جمله پیاز ،بلال ، خربزه ، هندوانه ،خیار ،باقلی ،سیر، لوبیا و…. کشت می کرد. حتی انفاق هم می کرد.اینجانب این همه خیر و برکت در زندگی او و ما را در خواندن نماز بی ریا و خالصانه او می دانم چون به این باورم هر عملی برای ِغیر خدا شرک است. روحش شاد…

ارسالی از نوه ایشان حسن شفیعی

«مطالب مرتبط»

دیدگاه خود را به ما بگویید.