تاریخ انتشار :پنج شنبه ۵ شهریور ۹۴.::. ساعت : ۱۰:۲۱ ق.ظ
کدخبر : 14955:: بازدید183:: بامدیریت:فرهاد نظری

زندگینامه و وصیتنامه شهید علی بخشی پور پاشاکی

محل تولد : روستای-بالامحله پاشاکی

نام پدر : رمضانعلی

تاریخ تولد ۱۳۳۸

تاریخ شهادت :۱۳۶۰/۶/۲۷

محل شهادت :جبهه بستان- دهلاویه

زندگینامه

شهید علی بخشی پور در سال ۱۳۳۸ در روستای بالامحله پاشاکی از روستاهای توابع شهرستان سیاهکل در خانواده ای مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود، دوره ابتدایی و راهنمایی تحصیلی را در محل گذراند. برای ادامه تحصیل به دبیرستان دکتر علی شریعتی سیاهکل رفت و دوره دبیرستان را نیز با موفقیت به پایان برد و موفق به اخذ دیپلم شد، وی دارای اخلاقی بسیار نیکو بود شهید پس از اخذ دیپلم به سنت پاک محمدی ارج نهاد و در سال ۱۳۵۷ ازدواج نمود ثمره این ازدواج دو فرزند می باشد ، در ۱۵خرداد ماه سال ۱۳۵۸ به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و از طرف پادگان منجیل جهت سرکوبی ایادی آمریکا (منافقین، کومله ،دمکرات ) به مهاباد اعزام و مدت چهار ماه با آنها مبارزه نمود. در همین زمان بود که آمریکای جنایت کار نوکر حلقه بگوش خود صدام کافر را بر علیه انقلاب اسلامی ایران به جنگ واداشت شهید از جبهه غرب به جبهه جنوب جهت مبارزه با صدمیان کافر اعزام شد و مدت ۱۱ ماه در جبهه جنوب بود که سرانجام در مورخه ۱۳۶۰/۶/۲۷ در جبهه بستان- دهلاویه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه پر افتخار شهادت نائل آمد. « روحش شاد و راه پاکش مستدام باد.

وصیت نامه

انا لله و انا الیه راجعون

ان الذین آمنوا و الذین هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجعون رحمت الله و الله غفور رحیم
همانا کسانیکه ایمان آوردند و کسانیکه از وطن خود هجرت کردند در راه خداوند جهاد نمودند اینها به رحمت خداوند امیدوارند و البته خداوند بخشنده و رحیم است.
انقلاب اسلامی ایران برهبری حسین زمان امام امت خمینی عزیز و با الهام از قوانین پر برکت قرآن مجید و شیوه انبیاء و امامان بزرگوار و رهبران حق و حقیقت بنا گذاشته شد و منجر به شکست حکومت ظالم گردید و بحمد الله به پیروزی رسید و حکومت عدل اسلامی که موجب قطع دست استعمارگران گردید و به پیروزی رسید حکومتهای ظالمانه خصوصا” آمریکای جنایتکار به وحشت افتادند و دست به توطئه و نیرنگ زدند ولی به لطف خداوند قادر و هوشیاری امام عزیر و آگاه و روحانیت متعهد و همت ملت مسلمان و مبارز ایران تلاش دشمنان اسلام خنثی گردید و با گسترش چهره اسلام و انقلاب اسلامی به سطح جهان کاخ نشینان مرگ خود را حتمی دیدند و به دست و پا افتادند تا اینکه صدام سر سپرده و کافر را مأمور حمله به کشور اسلامی ما کردند و او به دستور اربابش به کشور اسلامی ما تجاوز کرد و امت مسلمان ایران به حکم مسلمان بودن به فتوای امام خمینی به دفاع و نگهبانی از کشور اسلامی برخاستند و جهاد کردند و کشور اسلامی را نگهبانی کردند.به شما برادران و خواهران و همسر و فرزندم توصیه ای دارم که امام را تنها نگذارید اگر تمام ظالمان شما را در محاصره اقتصادی و نظامی قرار دهند امام و خون ریخته شهدای انقلاب اسلامی را فراموش نکنید. من باید به جنگ بروم آنان که گستاخی آن را نداشتند تا مرگ سرخ را برگزینند مرگ سیاه با ذلّت و خواری بسراغ آنان خواهد آمد.اینک زمان آن فرا رسیده که دین خود را نسبت به خدا و خلق خدا ادا نمایم اکنون زمان آن فرا رسیده که به سوی خدا باز گردم و در سرای او به بهشت برسم. امّا شما پدر و مادر برای من ناراحت نباشید من به شما تعلق نداشتم من متعلق به خدا هستم و به سوی او می روم و شما همسر عزیزم و فرزندم مهران جان و برادران عزیز و خواهر خوبم شاید شما را ندیدم من به وجودمیکنم و شما (همسر) افتخار کنید که همسرت از دنیا دست کشید و در راه دین و ایمانش به شهادت رسید و شما ای همسالان و همسایگان من،‌ ای جوانان پاشاکی راه من را ادامه دهید و یارو یاور امام باشید زیرا تا او هستند همت هست، تا او است شوکت و جلال است،‌تا خون در رگ ماست،‌خمینی رهبر ماست و حال وصیتی برای خانواده ام و همسرم ـ‌همسرم،‌ از من بتو وصیت که همیشه بیاد خدا باش و دعا را از یاد مبر، فقط از شما میخواهم که دعا کنید برای رزمندگان اسلام که بیاری الله انشاء الله بزودی پیروزی از آن ستمدیدگان می باشد. وصیتی به برادر بزرگم، برادر مرا ببخشید که نتوانستم پیش شما بیایم از من ناراحت نباشید و در فکر زندگیت باش خداوند اجر عظیمی به شما خواهد داد. وصیتی به برادر دیگرم، برادر عزیزم امید است که من به شهادت برسم که آن وقت به سعادت برسم و شما در زندگی سربلند و بزرگ خواهید شد و فقط از خدا بخواهید که این صدام یزید کافر و همراهانش که حتی به طفل دو ماهه ما رحم نمی کنند بزودی نابود کنیم و این کافران را که از انسانیت بدور هستند از کشور اسلامی ما بیرون کنیم وصیت به پدر و مادر عزیزم، ‌فرزند شما هم یکی از آنها هست به فکر خودتان باشید این مایه خوشبختی است که هزاران از پدر و مادران هستند که فرزندانشان در میدانهای جنگ هستند و با یزیدیان کافر میجنگند فرض کنید پدر ومادر عزیزم،‌ فرزند شما هم یکی از آنها باشد مادر عزیزم این جنگی نیست که بر من مربوط نباشد این جنگ به همه مربوط است باید سعی کنیم که ایران عزیزمان را نگهبان باشیم نگذاریم اجانب خود فروخته میهن ما را در اختیار بگیرند. و ما هم زیر دستآن مزدوران قرار بگیریم ناراحت نباشید شما به فکر خودتان باشید فقط از شما میخواهم دعا کنید به امید الله پیروزی از آن ما است و سخن کوتاه به فرزندم مهران ـ مهران عزیزم نگران مباش چون که دیر کردم (تا اینکه این مزدوران را به یاری الله از سرزمینمان بیرون نکنم برنمیگردم) از تو میخواهم دعا کنی مهرانم و از خداوند بخواهی تا ما پیروز شویم در ضمن پدرجان به مادرم بگوئید که شیرش را بر من حلال کند و فقط از شما میخواهم درباره من هیچ ناراحت نباشید و از من به برادر کوچکم،‌ شما را به خداوند بزرگ می سپارم برادر جانم از تو میخواهم طریقه راه رفتن را به مهرانم بیاموزی و به درس خواندن خود مشغول باشید و سلاحهای جنگی را به خوبی یاد بگیرید و به خدا و قرآن تکیه کنید و به سوی خدا بشتابید و نماز و دعا را از یاد نبرید و به امید خدا پیروزی از آن خلقهای مستضعف خواهد شد که زیر بار زور و ظلم قرار نمی گیرند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

منبع:درسیاهکل

«مطالب مرتبط»

دیدگاه خود را به ما بگویید.

*

code