تاریخ انتشار :سه شنبه ۲۰ مرداد ۹۴.::. ساعت : ۱۱:۰۶ ق.ظ
کدخبر : 14743:: بازدید384:: بامدیریت:فرهاد نظری

دزد معروف مناطق چهارده تا پاشاکی

تصویرعطاء مهربان ازسایت چهارده

رشیداِی دزد معروف مناطق چهارده تا پاشاکی

در یک روز آفتابی در ماه اسفند سال ۹۱  اینجانب یاسر هادی پور به همراه داوود موسی خواه و پیمان جوادزاده (سرمست) به منزل آقای عطاء مهربان رفتیم و راجع به رشیدای دزد معروف چهارده تا پاشاکی و  اسماعیل خان چهاردهی و عمارت و خاطرات آن دوران از وی سوال کردیم . با لبخندی مهربانانه و با حوصله خاطرات خود را برای ما بیان کرد:

رشیداِی در پاشاکی بغل خانه کدخدا امیر مغازه داشت – قهوه خانه داشت . آن زمان که مغازه های پایین محله پاشاکی را آتش زدند ، ما رفتیم آنجا ، رشید رادیدم که کت وشلوار پوشیده .گفتم رشید: کت شلوارت چرا کوتاه است ؟ گفت : ای مهربان این پایین محله پاشاکی مغازه ها را سوزاندند .می گویند من سوزاندم اما من نسوزاندم .اگر من جنگل بروم پاشاکی چی ها راطوطیا می کنم .بعد که به جنگل (برای زندگی) رفته بود ، همیشه ما را  می دید .ما می رفتیم دامون (دامنه کوه)برای آوردن ذغال وهیمه .رشیداِی ما را اذیت نمی کرد  چهاردهی ها را کسی اذیت نمی کرد .

رشیداِی راکشتند. من و ولی رضا دوست داشتیم می رفتیم دامون .دیدیم در روستای فشتال روی پل شلوغ است . گفتم مشهدی ولی من اسب را نگه می دارم برو ببین چرا شلوغ است مشهدی ولی آمد وگفت یک نعش را اینجا گرفتند به نظرم رشیداِی بود .معلوم بود او راکشتند وانداختند درآب ، که آب آن را آورد بغل پل فشتال ، و آنجا جنازه را گرفتند .

رشیداِی مشتی کریم وپسر زنش را در نصراله آباد سوزاند .آنها راتهدید کرد که باید ۱میلیون پول بدهی یا باید آن زن به عقد من درآید که قبول نکردند و رشیداِی یک شب آمد و آنها را آتش زد .

از دارو دسته رشیداِی یکی ولی خان اِی بود یکی قاسم علی اِی بود یکی شیرزاد اِی بود که ۱وجب یا۲وجب گردن داشت .

مارفتیم مشهد. من وموسی عیسی پور وچند نفر دیگر از خلشاء بودیم .ما که از مشهد می آمدیم در سمت بجنورد، آمدیم که نهار بخوریم ، موسی عیسی پور آمد و گفت : یک افسر جلو است ودنبالش ولی خان ای دارند می آورند به طرف ماشین ما .همه ترسیدند . ولی خان اِی یک راست آمد توی ماشین ما و شروع کرد گفتن : احوال عطاء مهربان ، احوال مش ناصر ، احوال موسی عیسی پور .همه ترسیدند .بعد گفتیم چرا می ترسید ، او دزد است دیگر  وگرفتنش . ولی خان اِی رفته بود طرفهای مشهد پنهان شده بود .

نوشته شده توسط یاسر هادی پور/ اردیبهشت

منبع: سایت دهستان چهارده

«مطالب مرتبط»

۲ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    سلام
    بنده متوجه نشدم از مطلب تان . طوری بنوسید که آدم متوجه بشود که از چه یا از چه کسی روایت می کنید
    آیا دزد معروف چهار ده و پاشاکی آقای بنام رشید بود یا آقای بنام عطاء مهربان بود ؟
    آیا منظورتان این است این مطلب از سوی اقای عطا مهربان است که روایت می کند. نحوه دستگیری دزد محله آقای بنام رشید را
    بالاخره او را پلیس در شهر بجنورد دستگیر کرد و داشت با اتوبوس مشهد به شمال گیلان می خواست اعزام کند به لاهیجان یا رشت .

دیدگاه خود را به ما بگویید.

*

code